بخش دوم

نویسنده : عبدالبصیر صهیب صدیقی

تاریخ : 23.02.2015

شرایط ایحاد شده در بستر تحولات سیاسی و انگیزه های اقتصادی بر محور منافع اقتصادی کشور ها در رقابت های TSAمنطقه ای و انکشاف و انطباق منافع اقتصادی مبتنی بر رقابت های منطقه ای ، ایجاب  می کند که بر این تغییرات و تحولات دید و نگاه دقیق تحلیلی مبذول داشت تا این ممکن شود که بر تغییرات و تحولات سیاسی و اقتصادی افغانستان درک صحیح و درست و یا حد اقل قریب به صحت و درستی حاصل آید یعنی اینکه سیر حوادث و علل آن در گذشته مورد توحۀ و انالیز و تحلیل قرار گیرند تا سیر حوادث در حال و آئینده شفاف و روشن به نظر آید یا به عبارۀ دیکر در یک  شناخت دقیق علل و انگیزه ها می توان به ماهیت معلول آن ها پی برد .

در بخش دوم عنوان این جستار ، تلاش بر این است که  جهت تفکیک دقیق ، تفاوت های طالبان افغانستانی و طالبان پاکستانی رقم زده شود تا بر اساس این تفکیک سیر تحولات در حال و آئنده در منطقه،  با در نظر داشت سیاست جهانی درست فهم شود . در شکل دهی عمومی این جستار از فاکت های  فعالیت های سیاسی منطقه ای و جهانی استفاده به عمل می آید که در یک مجموعۀ از استنباطات که در نوع خود تفسیر و تأویل حوادث کنونی و حال در یک بافت منسجم است، و بر اساس فهم و درک  حاصل آمده از آن استنباط ها ،  تصویر آآئندۀ قریب به  زمانۀ حال و کنونی به تصویر کشیده می شود ، یا به عبارۀ دیگر ، این مجموعۀ از استنباط ها ، ارائه دهندۀ دلایلی اند که در پی آمد تفسیری و تدویلی بر گذشته نگری و فهم حال بر اساس جریانات سیاسی در منطقه و جهان ، یک تحول و تغییر خونین و حاشیه ای احتمالی در حال شکل گرفتن است که تهدید امنیتی بالفعل در منطقه محسوب می گردد. این تحول خونین به صورت یک احتمال که نشانه های شکل گیری آن در منطقه ظهور کرده است و احتمال زیاد حضور بالفعل آن در منطقه و در بافت های اجتماعی منطقه در آئندۀ قریب وجود دارد ، حرکت خزندۀ تروریزم طالبانی بسوی خلافت شیطانی داعش است که در بخش سوم بر آن ترکیز صورت می گیرد و به شرح می آید .

تفکیک طالبان پاکستانی و طالبان افغانستانی:

پیش از آنکه بر تفاوت های هردو پدیدۀ طالبانیزم ترکیز صورت گیرد ضروری است تا از اشتراک فکری انها در فهم دینی ، حرف و سخن گفته شود و آن اینکه طالبانیزم در هردو نوع خود یک مکتب فکری را بشکل فقه انحرافی ارائه میدهند و تبارز این فقه انحرافی که ریشه های آن در تاریخ اسلام به خوارج در قرن اول هجری برمی گردد ، در اعمال روزمرۀ طالبان چشمگیر است که تفصیل آن در این جستار برنامه ریزی نشده است .

بنابرین تفاوت های طالبان افغان و طالبان پاکستانی برای انسجام یک تفکیک دقیق عبارتند از :

فرق اول:

الف ـ طالبان افغانستانی توسط پاکستانیها ایجاد شد و بر محور منافع اقتصادی پاکستان حمایت شدند و در سیاست اقتصادی پاکستان به حیث بخشی از ارتش پاکستان جا داده شدند و می دانیم که در اولین مأموریت طالبان در رسانیدن محموله های پاکستان به آسیای مرکزی در سال 1994 ، پاکستان سرود شادی سر داد و از مؤفقیت ابتدائی  بچه های شان ، خواب های سفرۀ رنگین آسیای میانه را به شگوفائی اقتصادی و بروز پاکستان به حیث قدرت منطقه ای تعبیر کردند و در تحقق خواب های شان برای قدرت منطقه ای شدن به حمایت از طالبان سیاست دوام و استمرار را در پیش گرفتند  ( 1 ).

ب ـ طالبان پاکستانی ساخت پاکستان نیست ، طالبان پاکستان یا تحریک طالبان پاکستان در یک زمینۀ مساعد یعنی زمینۀ که طالبان افغانستانی در قبائل دو طرف مرز بین افغانستان و پاکستان ایجاد کرده بودند ، رهبران فراری سازمان تروریستی  القاعده که بعد ار حملات نیروهای امریکا و ناتو در افغانستان بر ضد تروریزم ، به پاکستان یعنی آنسوی مرز فرار کردند در سال 2007 دست به ایجاد تشکیلات تحریک طالبان پاکستانی زدند، ستون فقرات تحریک طالبان پاکستانی را جنگجویان ازبک تبار ساختند و بیت الله محسود رهبر اولیۀ تحریک طالبان پاکستانی ، ملا عمر رهبر طالبان افغانستانی را رهبر خود اعلان کرد که بعد از آن حکیم الله محسود هم این اظهار را داشت. (2)

فرق دوم:

الف ـ  تحریک طالبان افغانستانی یک بافت متحد و یک پارجه است و به ظاهر تحت رهبری واحد یعنی تحت فرمان ملا عمر کار های شانرا تنظیم می کنند گرچه انشعابات عقیم را و سایقه های متفاوت نسبت به رهبری شانرا به نمایش گذاشته اند که در برخی اقات در رسانه ها اصطلاحات تفکیکی چون طالبان تندرو و میانه رو برجسته و چشمگیر بود اند اما به هر صورت جریان اصلی طالبان افغانستانی تحت رهبری ملا عمر معروف و مشهور است.

ب ـ تحریک طالبان پاکستانی  به مثابۀ یک چتر ، محل تجمع گروپ های مختلف و متفاوت اند که زیاده تحت رهبری گروهی ، گروه های متفاوت در زیر چتر تحریک طالبان پاکستان قرار داترند یا به عباترۀ دیگر اینکه طالبان پاکستان یک بافت متحد و یک پارچه نیستند و با سلیقه های رهبری متفاوت در مناطق مختلف ، رهبری می شوند و رهبران ساحوی تحریک طالبان پاکستانی در تعیین اهداف و نحوۀ  عملیاتی شان استراتیژی واحد ندارند ، به گونۀ مثال ، وقتیکه حکومت پاکستان حملات نظامی اش را در اکتوبر 2009 برضد تحریک طالبان پاکستانی در وزیرستان جنوبی به اجراء در اورده بود ، مولوی فقیر محمد رهبر گروه طالبان باجور مربوط به تحریک طالبان پاکستان ، اعتراضی بر حملات نظامی پاکستان بر ضد رهبریت تحریک طالبان پاکستان در وزیرستان جنوبی نکرد ، مولوی فقیر محمد رهبر ساحوی تحریک طالبان در باجور ، اعلان کرد که او در ماه دسمبر در حال راه اندازی مذاکرات صلح با حکومت پاکستان است و این مولوی فقیر محمد همان شخصی است که در تحریک طالبان پاکستان سمت معاونیت را در آن زمان داشت ، تصمیم راه اندازی مذاکرات صلحی را که مولوی فقیر محمد اعلان کرده بود از طرف دیگر گروه های متشکلۀ تحریک طالبان پاکستانی رد شد و از طرف تحریک طالبان نظر شخصی او خوانده شد (3).

فرق سوم:

الف ـ  جغرافیا و ساحۀ عملیاتی طالبان افغانستانی افغانستان است ، طالبان افغانستانی بر ضد دولت افغانستان و نیرو های ناتو مستقر در افغانستان عملیات مسلحانه را راه اندازی کرده اند  که این استراتیژی عملیاتی شان تاهنوز هم تغییر نکرده است و استمرار دارد یعنی اینکه اهداف طالبان افغانستانی در افغانستان مشخص است و ساحۀ فعالیت های شان مختص به افغانستان است و هییچگاهی در  عملیات مسلحانۀ طالبان پاکستانی برضد حکومت و ملت پاکستان حصه نداشته اند و نه از آن عملیات ها حمایه کرده اند (4)

ب ـ تحریک طالبان پاکستان ساحۀ عملیاتی خود را ، هردو کشور یعنی پاکستان و افغانستان را در نظر دارد  بخشی گروهای متشکله تحریک طالبان بر اهداف عملیاتی شان در پاکستان ترکیز دارند مانند گروه بیت الله محسود که در وزیرستان مستقر است (5) و برخی از گروه ها که  طالبان پاکستانی خارج از چتر تحریک طالبان یاد می شودند ترجیح می دهند ساحۀ عملیاتی شان افغانستان باشد مانند رهبران کلیدی طالبان پاکستانی مستقر در وزیرستان جنوبی چون حفیظ گل بهادر و مولوی نذیر بر پالیسی های تحریک طالبان که بر اهداف عملیاتی شان در پاکستان متمرکز شده است صحه نگذاشتند بلکه بر اهداف عملیاتی در افغانستان بر ضد نیروهای بین المللی و ناتو ترکیز کردند(5).

با وجود این تفاوت در استراتیژی و پالیسی عملیاتی در تفاوت ساحۀ عملیاتی ، اعضای تحریک طالبان پاکستانی را برادران مسلح شان یاد کردند و این دو رهبر کلیدی  طالبان مستقر در وزیرستان بنام طالبان پاکستانی یاد شدند این دو رهبر کلیدی طالبان پاکستانی یعنی حفیظ کل بهادر و مولوی نذیر همچنان با پاکستان پیمان صلح منعقد کردند(6)

حضور نیرو های خارجی در افغانستان ، عملیات طیاره های بدون سرنشین امریکا و حملات نظامی ارتش پاکستان ، فکتور های باز دارندۀ جنگ قدرت بین گروه های متفاوت و مختلف طالبان پاکستانی و طالبان افغانستانی اند و بر این اساس است که با وجود اختلاف در استراتیژی و پالیسی عملیاتی بین بخشی از طالبان پاکستانی و طالبان افغانسانی ، روحیۀ سازماندهی همکاری های   ضروری  در عمل بمشاهده رسیده است.و اینکه رهبریت تحریک پاکستان ملاعمر را رهبر شان میداند ، این یک لفاظی است ، نه واقیعت امر (7) ، زیرا تحریک طالبان پاکستانی توسط یک شوری رهبری می شود ، نه توسط ملاعمر(8).

اینکه چرا طالبان افغانستانی با طالبان پاکستانی مخالفت های عملی نکردند ، دلیل آن این است که طالبان افغانستان در همسانی تفکر دو نما و روی طالبانیزم درمنطقه ، برای خودشان زمینۀ پناگاه های امن و سرباز گیری را آماده می بینند و در میان طالبان پاکستانی رهبران طالبان چون حفیظ گل بهادر و مولوی نذیر که افغانستان را در فوکس عملیاتی شان قرار دادند بر قوت طالبان افزوده شد و یا هم می توان از مولوی فقیر محمد در باجور از رهبران طالبان نام برد که با عقد پیمان صلح با حکومت پاکستان ، زمینۀ همکاری و سربازی گیری برای طالبان افغانستانی را فراهم آورد.

راپور ها از مناسبات طالبان افغانستانی و طالبان پاکستان در قبایل آزاد پشتون در آنسوی مرز  حاکی از این است که گروه شبکۀ حقانی بخش طالبان افغانستانی رول عمده در برقراری صلح بین طالن افغانستانی و پاکستانی دارد (9).

تا جائیکه به عملیات ارتش پاکستان بر ضد تروریزم مربوط می شود ، دیده شده است که ارتش پاکستان در عملیات نظامی خود بر ضد تروریزم ، آنعده از گروه های طالبان پاکستانی که عملیات مسلحانۀ شانرا برضد اهدافی در افغانستان سازماندهی کرده اند ، تا حال ارتش پاکستان آنها را نادیده انگاشته و تنها در سرکوبی طالبان پاکستانی که ضد پاکستان عمل می کنند ، اقدامات نظامی ارتش صورت گرفته است (10).

ادامه دارد………

مأخذ و برداشت ها

1 – http://www.thehindu.com/opinion/op-ed/a-tale-of-two-taliban/article5653550.ece

2 – http://www.thehindu.com/opinion/op-ed/a-tale-of-two-taliban/article5653550.ece

3 – https://www.ctc.usma.edu/posts/the-complicated-relationship-between-the-afghan-and-pakistani-taliban

4 – http://www.thehindu.com/opinion/op-ed/a-tale-of-two-taliban/article5653550.ece

5 – https://www.ctc.usma.edu/posts/the-complicated-relationship-between-the-afghan-and-pakistani-taliban

6 – https://www.ctc.usma.edu/posts/the-complicated-relationship-between-the-afghan-and-pakistani-taliban

7 – http://www.thehindu.com/opinion/op-ed/a-tale-of-two-taliban/article5653550.ece

8 – http://www.thehindu.com/opinion/op-ed/a-tale-of-two-taliban/article5653550.ece

9 – https://www.ctc.usma.edu/posts/the-complicated-relationship-between-the-afghan-and-pakistani-taliban

10 – https://www.ctc.usma.edu/posts/the-complicated-relationship-between-the-afghan-and-pakistani-taliban

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *


8 + 4 =