تحلیلگر : عبدالبصیر صهیب صدیقی
تاریخ : 26.07.2015
خلاصۀ مطالب:
1 ـ پس از توافق ایران با قدرتهای جهانی بر سر مسائل هسته ای ایران و رفع تحریم ها بر ایران ، امکان حضور فعال ایران در رقابتهای اقتصادی در منطقه.
2 ـ همزمان با روشن شدن فضای تفاهم بین قدرتهای جهانی و ایران بر سر نوع فعالیتهای هسته ای ایران، طرح برنامۀ انکشافی بندر استراتیژیک چابهار Chbahar strategic Portدر همکاری با هند در رقابت با بندر استراتیژیک گوادر Gwadar strategic Port.
3 ـ از اول اکتبر ریاست ستاد ارتش آمریکا را ژنرال دونفورد Gen Joseph F. Dunford Jrکه اکنون نامزد این پست است ، در صورت صدور پروانۀ تأئیدش از مجلس سنای آمریکا ، عهده دار خواهد شد .
در سیاستهای جنرال دونفورد روابط آمریکا و پاکستان برجسته و چشمگیر است که بر همکاریهای امنیتی افغانستان و پاکستان در مبارزه برضد تروریزم و تلاشهای داعش ترکیز دارد که به تبع نگاه سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا به افغانستان نگاهی در همسوئی افغانستان با پاکستان خواهد بود.
4 ـ با لا رفتن اهمیت پاکستان در سیاست خارجی ایالات متحدۀ آمریکا امکان خوبی برای شگوفائی و رونق یافتن هرچه بیشتر و بهتر بندر استراتیژیک گوادر Strategic Port of Gwadarکه بر اساس همکاریهای اقتصادی چین و پاکستان شکل گرفته است نیز محسوب میشود و تفوق و برتری آن نسبت به بندر استراتژیک چابهار Strategic Port of Chabaharآشکار به نظر می آید.
5 ـ در صورت تداوم تقلبات انتخاباتی که پیامد آن حاکمیت لرزان و ضعیف است، تشدید تضاد های سیاسی در ساختار های سیاسی، و ادامۀ فساد در دوائر حکومتی در افغانستان سبب خواهد شد که روابط با پاکستان از معقولیت سیاسی بهره مند نخواهد بود و تعریف حقوقی نخواهد شد و این امر سبب خواهد شد که پاکستان در جستجوی منافع اقتصادی بیشتری باشد که این افزون طلبی پاکستان به تقلیل نقش بندر چابهار Strategic Port of Chabaharخواهد انجامید و در یک مکانیزم فیدبکی گروههای همسو با ایران در افغانستان، با پشتیبانی ایران اثرات منفی بر وضع امنیتی را سبب خواهند شد که امکان جنگهای مذهبی را فراهم خواهد ساخت و دست مداخلۀ بیشتر ایران را ممکن خواهد ساخت.
6 ـ صلح و امنیت در افغانستان.
7ـ فعال شدن فکتور های رقابتی قدرت بین عربستان سعودی و ایران در شکل و صبغۀ مذهبی در افغانستان بخصوص پس از آنکه طالبان افغانستانی با میانجگری پاکستان شامل قدرت در حاکمیت افغانستان شوند.
مدخل:
پس از آنکه توافق بین ایران و قدرتهای جهانی بر سر فعالیتهای هسته ای ایران صورت گرفت وراه های رفع تحریم ها را بر ایران آسان ساخت ، ایران با استفاده از بمیان آمدن وضع جدید در بستر سیاست جهانی نسبت به ایران و روابط ایران با گروها و احزاب همسو در افغانستان ، نقش اقتصادی بزرگتری را در همکاری هند برای خودش در افغانستان و آسیای میانه در نظر دارد و این امر بر صلح و جنگ در افغانستان اثرات خاص خود را دارد که ایجاب میکند بر آن ترکیز صورت گیرد.
مبرهن است که افغانستان مرکز تلاقی رقابتهای اقتصادی منطه ای است و این امر ایجاب میکند که افغانستان برای سالم ماندن و استفاده از فرصت ها اقتصادی و گام نهادن در شاهراه ترقی و ، تعالی و شگوفائی بدور از تقلبات انتخاباتی فساد اداری در دوائر دولتی ، باید ساختار های سیاسی خود را در چوکات حقوقی ، در سطح ملی و حقوق بین الملل ، در سطح بینالمللی تنظیم کند تا هم اسقلالیت اش خدشه دار نشود و هم بتواند که درسطح منطقه و جهان محیط امن برای سرمایهگذاری و رشد روابط سالم اقتصادی باشد .
گذارشات اهم خبری در رابطه با عنوان طرح شده :
نمایندۀ ایران در دهلی نو ابراز داشته که رئیس جمهوری ایران آقای روحانی به مبلغ 8 بلیون(ملیارد) دالر ،سرمایه گذاری در پروژه های زیربنائی ، شامل توسعۀ نقش بندر (Chabahar Port) را تقاضا کرده است ، ( بندری که راه ورود ایران و هند را از طریق افغانستان به آسیای میانه میسر و ممکن می سازد.
بندر چابهار The Port of Chabaharدر جنوب شرقی ایران در دریای عمان مرکز تلاشهای هند است (تا در رقابتهای اقتصادی منطقه ای) رقیب اصلی خود پاکستان را دور زند و راه را به افغانستان (سرزمینی که محاط به خشکه است) جائیکه روابط امنیتی و منافع اقتصادی منطقه باهم تلاقی دارند ، باز کند.
هم ایران و هم هند در تلاش اند که در همکاریهای تجارتی بر محور نقش اساسی بندر چابهار ، از طریق افغانستان خود را به آسیای میانه برسانند و از همین جهت است که آقای روحانی رئیس جمهوری ایران ایفای نقش بزرگ را به هند در حاشیۀ ملاقات صدر اعظم هند نارندرا مودیNarendra Modi در اجلاس شانگهای در در شهر ( Ufaافا) ی روسیه ، چند روز قبل از توافق تاریخی هسته ای بین ایران و قدرتهای جهان ، پیشنهاد کرده است و از این پیشنهاد روحانی به صدر اعظم هند در انکشاف و توسعۀ بندر چابهار The Port of Chabahar، سفیر ایران در هند در یک مصاحبه ، پرده برداشت.
http://www.dawn.com/news/1195125/iran-has-offered-india-bigger-role-in-strategic-port-says-envoy
غلام رضا انصاری گفت که پتانسیل بین هند و ایران بزرگ است و اما ما با دیواری از تحریم ها مواجه هستیم( دیواری از فشار های امریکا).
غلام رضا انصاری سفیر ایران در هند رفع تحریم ها را بزودی ، فرصت های طلائی هردو مملکت هند و ایران برای سرمایه گزاری ، روابط نزدیک وتحقق خواست و علاقۀ مشترک هردو مملکت در جهت بهبود خطوط مواصلاتی آسیای میانه خواند.
غلام رضا انصاری سفیر ایران افزود که پیوستگی و اتصال، سیاست اصلی نارندرا مودی Narendra Modiاست که در همآهنگی با سیاست ایران است، ما بر اساس این ساست اتصال و پیوستگی 8 بلیون دالر را برای انکشاف پروژه ها پیشنهادکرده ایم.
ملاقات نارندرا مودی Narendra Modiو روحانی بخشی از یک سفر آسیای میانه ، متمرکز بر افزایش نقش هند در منطقه بود و تا هنوز واضح نیست که جواب نارندرا مودی Narendra Modiصدر اعظم هند در برابر پیشنهاد روحانی رئیس جمهوری ایران چه بود.
وزارت امور خارجۀ هند نیز تاکنون در این مورد چیزی اظهار نکرده است.
به هر صورت یگانه راه اصلی که هند را به آسیای میانه وصل میکند ، راهی است که از بندر چابهارChabahar Portو افغانستان میگذرد پس بندر چابهار Chabahar Portاز اهمیت خاص در سیاست خارجی و اقتصادی هند برخوردار است و جایگاه ویژه آن نمایان است همانگونه که در سیاست اقتصادی ایران جایکاه مشخص دارد..
همکاری ایران و هند در انکشاف بندر چابهار در سال 2003 آغاز شد اما توسعۀ بندر چابهار از اثر تحریم ها بر ایران نأشی از پروگرام های غیر مجاز هسته ای ایران به کندی گرائید، اما با وجود تحریم ها، هردو مملکت هند و ایران روابط نزدیک خود را حفظ کردند و در سال گذشته تجارت تیل بین این دو مملکت تا 220000 به نصف کاهش داشت .
آقای انصاری اظهار داشت که تحت پیشنهاد جدید ، هند میتواند که ساخت ترمینال دوم و سوم را در بندر چابهارChabahar Port اعمار کند و هم چنان اتصالات خطوط آهن را در ایران اعمار کند.
حرکت هند به سوی فرصت های اقتصادی در ایران در گذشته به آهستگی بوده است بشمول .میدان گازی فرزاد بی Farzad (B) .
انصاری گفت که برای انکشاف میدان گازی فرزاد بی Farzad Bترجیح اول ، هند است اما از دهلی نو خواست که سریع حرکت کند و گفت که اگر آنها پا پس بکشند ، بازار درنگ نمی کند.
-
از طرف دیگر انکشافات دیگر منطقه آهسته آهسته به نفع پاکستان خزیده میرود
-
در سیاست خارجی ایالات متحدۀ آمریکا ، پاکستان بار دیگر پس از خاتمۀ جنگ سرد، جایگاه اهم را دارا شده است ، با وجود اینکه پس از خاتمۀ جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوری ، ایالات متحدۀ آمریکا با هند در یک همگرائی آمد یعنی دیموکراسی شرقی و غربی به تفاهم رسیدند و آشتی کردند. .
پاکستان پس از افت خیز های متناوب در سیاست خارجی آمریکا از سه لحاظ بار دیگرتحت فوکس سیاست خارجی آمریکا قرار گرفته است که عبارتند از:
1 ـ جلوگیری از ظهور مجدد سازمان القاعده.
2 ـ جلوگیری از سلاح های هستوی
3 ـ تقویت ثبات منطقه ای ( مبارزه با گسترش داعش)
طرح این سه مورد در استراتیژی نظامی آمریکا و به تبع در سیاست خارجی آمریکا ، اهمیت افغانستان نیز در رابطه و پیوست با پاکستان مطرح است که این مورد هم بارز و چشمگیر است.
این سه مورد یاد شده در بالا ، بر اساس اظهارات ژنرال Gen Joseph F. Dunford Jrرئیس بعدی ستاد مشترک نیرو های ایالات متحدۀ آمریکا رقم زده شده اند.
http://www.dawn.com/news/1193686/us-general-explains-key-american-interests-in-pakistan
ژنرال ژوزف.اف.دونفوردGen Joseph F. Dunford Jr، کسی در حال حاضر سمت ریاست تفنگداران نیروی دریائی ایالات متحدۀ آمریکا را عهده دار است ، گفت که همکاری پاکستان برای حصول اطمینان در نتیجۀ صلح آمیز در افغانستان مهم است.
در طول جلسۀ طولانی سه ساعته، در کمیتۀ نیرو های مسلح سنای امریکا ، قانون گذاران ( اعضای سنا) علاقۀ زیاد به آئندۀ روابط امریکا و پاکستان نشان دادند.
در صورت تأئید مجلس سنا از ژنرال دونفورد Gen Joseph F. Dunford Jr، از اول ماه اکتبر جانشین ژنرال مارتین ای دیمپسیGen Martin E. Dempseyخواهد بود.
ژنرال دونفوردGen Joseph F. Dunford Jrبه مجلس سنا اطمینان داد که ایالات متحدۀ آمریکا و ائتلاف تحت رهبری آن و دولت افغانستان ، تلاشهای توسعه جویانۀ داعش را در منطقه ( افغانستان و پاکستان )به دقت تحت نظر دارند و در یک همکاری نزدیک در جهت جلوگیری از گسترش داعش در منطقه قرار دارند.
ژنرال دونفورد Gen Joseph F. Dunford Jrاظهار داشت که شرکای منطقه ای نقش مهمی دارند تا آنرا برای تضمین یک افغانستان با ثبات و دیموکراتیک بازی کنند . او گفت که روابط قوی و مستحکم میان افغانستان و پاکستان را تشویق کردهایم و همچنان از رضایتبخش بودن تلاشهای دو جانبۀ افغانستان و پاکستان در مورد نگرانیهای امنیتی ابراز داشت.
زمینههای مورد علاقۀ مختلف و متفاوت با پاکستان که شامل دیدگاههای بر استفاده از پروکسی و اهمیت یک رابطۀ مثبت و با ثبات بین پاکستان و هند ، از اظهارات ژنرال دونفوردGen Joseph F. Dunford Jrاست.
از نظر ژنرال دونفورد Gen Joseph F. Dunford Jr، روابط آمریکا و پاکستان ، بطور کلی روابط اساسی برای امنیت ملی آمریکا است پس آمریکا ضرورت خواهد داشت که با پاکستان در جهت شکست سازمان القاعده همکاری کند و ثبات در پاکستان را حمایه کند و تا به یک صلح دوامدار در افغانستان بانجامد.
ژنرال دونفوردGen Joseph F. Dunford Jrتذکر داد که در صورت تأئید ، به برسی خصوصیتها و ویژگیهای رابطه بر اساس ارزیابی هایش، دلبستگی های آمریکا با پاکستان و از اهمیت پاکستان در دست یابی اهداف امریکا ، ادامه خواهد داد.
ژنرال دونفوردGen Joseph F. Dunford Jrاز ادامۀ ارزیابی مؤثریت همکاریهای نظامی بین آمریکا و پاکستان اظهاراتی داشت تا با همکاری پاکستان در کار باهمی با پاکستان ، شناسائی راههای در بلند بردن ثبات در منطقه مؤثر .باشد.
تجزیه و نحلیل:
آشکار و مبرهن است که آسیای جنوبی نمایانگر فعالیتهای تروریستی و افراط گرایانه در سه کتگوری است که هرسه نوع با هم مشابهت ها و تفاوتهای دارندکه عبارتند از :
1 ـ تحریک طالبان افغانستانی که در بستر سیاست خارجی ـ اقتصادی پاکستان شکل گرفتهاند درواقع ماهیت اقتصادی دارند تا راه را به پاکستان به طرف آسیای میانه باز کنند و برای انجام این وظیفه فعالیتهای شان بر افغانستان متمرکز شده است و از لحاظ وظیفوی محدود به افغانستان اندو برای انجام وظایف شان و رسیدن به اهداف شان از تأوئل های انحرافی از مذهب تا حال استفاده کردهاند و کشتارگاه ها را با انفجار های انتحاری و حملات مسلحانه در شهر ها و قصبات ، راه انداخته اند
این طیف در ذیل مقولههای رقابتهای اقتصادی در منطقه قابل فهم و شناسائی اند و شناسائی تحریک طالبان افغانستانی جدا از رقابتهای اقتصادی در منطقه ، فهم و درک را در جهت شناسائی تحریک طالبان افغانستانی، خدشه دار میکند که به نتایج نادرست می انجامد.
2 ـ تحریک طالبان پاکستانی که در آغوش نیمه جان سازمان تروریستی القاعده زاده شد و رشد ، نمود باوجودیکه در تفسیر و تأویل دینی و مذهبی هم سان طالبان افغانستانی است ساحۀ فعالیت اش وسیع و گسترده به شمول پاکستان مشخص شد (افغانستان ، پاکستان، ممالک نوظهور آسیای میانه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی) را در بر می گیرد. که زیاده تر ماهیت دینی و مذهبی دارند و برای رسیدن به اهداف شان بسان طالبان افغانستانی از تأویلات و توجیهات انحرافی دینی استفاده می کنند.
3 ـ داعش که خاستگاه اش خاورمیانه است و ابتدا ادعای خلافت عراق و شام را داشت با در جۀ بالاتراز افراطیت با استفاده از تأویلات نادرست دینی، نسبت به طالبان و سازمان القاعده، در رقابت و واگرائی با سازمان تروریستی القاعده اعلام موجودیت کرد.
داعش مثل طالبان افغانستانی و پاکستانی طالب حاکمیت علنی است و از همین جهت است که در بخش عراق و سوریه خلافت را اعلان کرد و نظام دلخواه اش در آن خطه براه انداخت در حالیکه طالبان اسم و رسم حاکمیت شانرا در افغانستان امارت نام نهادند و پس از یک دورۀ شکست و فتور میخواهند که آنرا دوباره احیاء کنند .
داعش بعد ها آسیای جنوبی و خراسان و آسیای میانه را در قلمرو حاکمیت خود محسوب کرد و برای حاکمیت بالفعل تلاش هایش را گسترش داده است و در نتیجۀ تلاشهای داعش ، ضعف سازمان القاعده و عزم و آهنگ پاکستان بر تداوم عملیات نظامی راه انداخته شده برای کوبیدن و قلع و قمع طالبان پاکستانی ، برخی از گروههای افراطی که زیر چتر تحریک طالبان پاکستانی فعالیت داشتند به داعش پیوستند که در سطح افراد میتوان از شاهدالله شاهد سخنگوی سابق طالبان پاکستانی و حافط سعید نام برد.
با این صورت حال دیده میشود که پاکستان هم بیشتر از پیش در معرض خطر قرار دارد و از همین جهت است که طالبان افغانستانی را که خود پروریده است می خواهد با دولت افغانستان آشتی دهد و پروندۀ طالبان افغانستانی را بندد،، اما این به این مفهوم نیست که پاکستان از منافع اقتصادیش در منطقه با راه اندازی پروسۀ صلح طالبان افغانستانی با دولت افغانستان بعنوان عملیۀ میانجگری ، صرف نظر کرده است بلکه شرایط و اوضاع جدید و تحولات در منطقه ، برای پاکستان امیدوارکننده است تا برنامههای اقتصادیش را در چوکات سیاست خارجی اش دنبال کند.
هند رقیب اصلی پاکستان در منطقه و ایران منافع مشترک اقتصادی در بندر چابهار Chabahar Portدارند که از طریق افغانستان راه ورودی هند و ایران را به آسیای میانه ممکن میسازد و رونق بندر چابهارChabahar Portخواست پاکستان نیست زیرا بندر چابهارChabahar Portاز اهمیت بندر گوادرGwadar Port که پروژۀ مشترک چین و پاکستان است ، می کاهد و طالب پروری پاکستان هم در افغانستان بر همین مبنا بود تا موجودیت قدرت مند طالبان تضمینی برای منافع پاکستان در رابطه به بندر گوادر Gwadar Port باشد.
طوریکه از گزارشها خبری ذکر شده در این مقال پیدا و هویدا است این است که حالات به نفع پاکستان است زیرا نمای پاکستان از دید پنتاگون و به تبع آن در سیاست خارجی امریکا صاف و شفاف ترسیم شده است که خطوط اصلی آن به طور خلاصه چنین است:
1 ـ صلح در افغانستان یک ضرورت حیاتی و اصلی در منطقه است و ثبات منطقه به صلح در افغانستان بستگی دارد و صلح در افغانستان ، از دید پنتاگون مربوط و منوط به همکاری پاکستان است .
2 ـ آمریکا خواهان روابط مستحکم و قوی بین افغانستان و پاکستان است.
3 ـ آمریکا از امضای تفاهم نامه امنیتی بین ادارات امنیتی پاکستان و افغانستان رضایت دارد.
3 ـ آمریکا برای حفظ ثبات در منطقه که درواقع ممد صلح و ثبات در افغانستان نیز است ، خواهان روابط قوی و مستحکم هند و پاکستان است.
4 ـامریکا روابط آمریکا و پاکستان را به نفع منافع ملی آمریکا ارزیابی میکند.
5 ـ ژنرال دونفوردGen Joseph F. Dunford Jrگفت که پاکستان بزرگترین دریافت کنندۀ کمکهای ائتلاف به رهبری آمریکا بوده است و خواهد بود ، این از منافع آمریکا است که مشارکت دایمی با پاکستان صورت گیرد، برای برجستگی رول ایالات متحدۀ آمریکا در افغانستان ضرورت ایجاد روابط دوجانبۀ آمریکا و پاکستان ضروری است.
6 ـ در صورت تأئید جنرال دونفوردGen Joseph F. Dunford Jr، مشاورت های نظامی و توصیهها برای حمایت از عملیات نظامی پاکستان بر اساس ارزیابی از مؤثریت پاکستان و محیط بزرگتر استراتیژیک فراهم خواهد شد.
بر اساس گفتۀ جنرال دونفورد Gen Joseph F. Dunford Jr، کمکهای ایالات متحدۀ پاکستان را قادر ساخته است تا عملیات نظامی را در افغانستان بر ضد سازمان القاعده راه اندازی کند و تأمین کنندۀ منافع استراتیژیک ایالت متحدۀ آمریکا و پاکستان در منطقه باشد.
7 ـ در صورت تأئید جنرال دونفوردGen Joseph F. Dunford Jr، همکاری و کارباهمی مقامات ارتش ایالت متحدۀ آمریکا و پاکستان ممکن و میسر خواهد شد تا کار بیشتر بر وفق منافع ایالات متحدۀ آمریکا و پاکستان صورت گیرد.
8 ـ بنابر تصمیم جنرال دونفورد Gen Joseph F. Dunford Jr، کمکهای آمریکا به پاکستان در ارتباط به منافع آمریکا و پاکستان رقم خواهد خورد.
9 ـ جنرال دونفوردGen Joseph F. Dunford Jr، روابط افغانستان و پاکستان را بعد از انتخاب شدن اشرف غنی به حیث رئیس جمهوری افغانستان ، مثبت ارزیابی میکند و امنیت افغانستان و پاکستان را به هم مرتبط میداند و برای بهتر شدن امور امنیتی ، کار باهمی را بین افغانستان و پاکستان ضروری می داند.
از طرف دیگر می دانیم که جنرال راحیل شریف رئیس ستاد ارتش پاکستان در مراسم رژۀ نظامی پاکستان بر موارد زیر ترکیز و فوکس کرده بود که عبارتند از :
1 ـ تنها راه اندازی عملیات نظامی بر ضد تروریزم مؤثر نیست.
2 ـ صحه گذاشتن جهان بر نگرانیهای امنیتی.
3 ـ مشارکت همۀ مردم در مبارزه بر ضد تروریزم.
4 ـ آمادگی پاکستان با دیگر کشور ها برای اعادۀ صلح ، نه به بهای از دست دادن حقوق حاکمیتو نه به بهای پامال شدن غرور ملی پاکستان.
4 ـ پرداخت هر قیمت برای حفظ ملت و منافع ملی پاکستان.
5 ـ مطرح بودن رونق و شگوفائی بندر استراتیژیک گوادر Gwadar Port به حیث دهلیز اقتصادی چین و پاکستان بعنوان یک برنامۀ استراتیژیک اقتصادی پاکستان.
6 ـ تر کیز بر آگاهی از پلان های دشمنان در برابر برنامههای استراتیژیک پاکستان معطوف به بندر گوادر Gwadar Port و بر جسته ذکر کردن نقش ارتش پاکستان در عقیم سازی نقشه ها و پلان ها بر ضد رونق و انکشاف بندر گوادر .
اگر به صورت شیما تیک به جزئیات خبری اظهارات جنرال دونفورد و راحیل شریف نظر انداخته شود دریافته میشود که لابیگری های پاکستان به مؤفقیت های انجامیده است که شک و تردید ها را که بر نقش دوگانۀ پاکستان ( حمایت از تروریزم طالبانی در برابر دولت افغانستان و هم کاری با ائتلاف جهانی در مبارزه برضد تروریزم )، ابتناء دارند ، از خود بزداید و فضای سیاسی منفی جهانی را نسبت به خود ، مثبت سازد و اعتماد جهانی را بر اهمیت استراتیزیک منطقه ئی خود کسب کند و چنان می نماید و استنباط میشود که پاکستان در همکاری گسترده با ایالات متحدۀ آمریکا ، اهمیت بیشتری را در مبارزه بر ضد تروریزم در منطقه به خود اختصاص میدهد و افغانستان در فرم ضعیف ساختار های سیاسی خود دنباله رو پاکستان خواهد بود و این خود میتواند که عامل بزرگ در رونق بندر استراتیژیک گوادر Gwadar Port خواهد شد که تأمین بیشترین منافع پاکستان از طریق افغانستان به آسیای میانه در ارتباط با بندر گوادر خواهد بود.
ضعف ساختار های سیاسی و اختلال و تأخیر در تحقق وحدت ملی در افغانستان عامل عمدۀ خواهد بود که نگاه جهان بر افغانستان از دید پاکستان صورت خواهد گرفت .
همسایۀ غربی افغانستان ، ایران با این صورت حال مسلم است که خشنود نخواهد بود و عدم رضایت خود را در روابط و مناسبات با افغانستان بروز خواهد داد ، زیرا ایران هم برای ورود از طریق افغانستان به آسیای میانه از طریق بندر استراتیژیک چابهار Chabahar Port در دست یابی به منافع بیشتر اقتصادی در منطقه است.
رونق و شگوفائی بندر چابهار Chabahar Port به پرستیژ منطقه ئی و بینالمللی ایران و هند و طرفیت تعادل سازی منافع همسایهها در افغانستان با در نظر داشت منافع ملی افغانستان منوط و مربوط است .
روابط هند و پاکستان همیشه پر از تنش بوده و این تنش در روابط هند و پاکستان همکاریهای منطقه ئی را در منطقه به حد زیاد تقلیل بخشده است که گاه گاهی به جنگهای خانمانسوز و اکثر زدو خورد های مرزی بین شان انجامیده است.
در افغانستان به علت تضاد های خصمانۀ سیاسی و در نتیجۀ آن ضعف ساختار های سیاسی در مدیرت جامعه و منافع آن ، خیلی محتمل به نظر میآید که تعادل و ارجحیت های منافع همسایه ها با در نظر داشت منافع افغانستان درمنطقه ، درست مدیریت نشود و این عدم مدیریت سبب میگردد که میدان تنازع بقاء را آرایش دهد که زور و کنار آمدن های مؤقتی تعیین کننده باشند.
از طرف دیگر ایران در روابط خود با جهان دچار مشکلات زیاد است که این مشکلات بالنوبه نقش منطقه ئی ایران را کاهش و تقلیل می بخشد.
این سه فکتور یعنی برجستگی پاکستان در سیاست خارجی آمریکا ، مشکلات ایران با جهان و عدم ظرفیت سیاسی تعادل سازی و تشخیص ارجحیت رابطههای اقتصادی در منطقه بر اساس منافع ملی افغانستان ،فکتور های اساسی اند که امکان رونق و شگوفائی بندر چابهار Chbahar Port را نسبت به بندر گوادر Gwadar Port تقلیل قابل ملاحظه می بخشند.
در این رابطه بهتر خواهد بود که به فاکت های خبری در مورد ایران تمرکز شود تا در آئینۀ آن صلح در افغانستان و رابطۀ افغانستان و ایران ترسیم شوند و با فهم آنها این ممکن شود که تلاشهای منطقی سیاسی و حقوقی برای انعقاد قرار دادهای که بیشترین صلح را در منطقه ضمانت کند ، صورت گیرد و هم بر اساس آن استقلالیت افغانستان خدشه دار نشود.
رهبر مذهبی ایران علی خامنه ئی اعلام کرد که موافقتنامۀ ایران با قدرتهای جهانی ، تغییر و تبدلی در سیاست ایران در قبال آمریکا را نخواهد داشت.
خامنه ئی سیاست آمریکا را در خاور میانه بر خلاف سیاست خارجی تهران در خاور میانه خواند ، سیاستی که ایران میخواهد به متحدانش کمک هایش را تداوم بخشد ، متحدانی چون حزب الله لبنان ، گروپ های مقاومت فلسطینی و دولت سوریه تحت حاکمیت بشار الاسد.
خامنه ئی متحد لبنانی اش حزب الله را جنبش مقاومت خواند در حالیکه در آمریکا آن را در زیر گروپ های تروریستی طبقه بندی کرده است. هم چنان موضعگیری ایران در قبال اسرائیل تغییری نکرده است و مذاکرات با آمریکا را تنها به مسائل هسته ئی محدود دانسته است و خامنه ئی رهبر مذهبی ایران هر معاملۀ دیگری را با آمریکا نفی کرده است.
http://www.dawn.com/news/1195245/iran-says-nuke-deal-wont-change-its-us-policy
بحرین شارژدافر ایران را در اعتراض بر آنچه رهبر مذهبی ایران علی خامنه ئی نسبت به اظهار حمایتش از مردم مظلوم( به گفتۀ خامنه ئی ) خاورمیانه ، احضار کرد.
وزارت خارجۀ بحرین یادداشت اعتراض را به مرتضی صنوبری بنا بر اظهارات خامنه ئی بر ضد بحرین، تحویل داد.
علی خامنه ئی اظهار داشته بود که توافق هسته ئی بین ایران و قدرتهای جهان ، حمایت ایران را از رژیم بشار الاسد در سوریه و عراق را تغییر نخواهد داد و تغییری را در پشتیبانی ایران از مردم یمن ، بحرین و فاسطین سبب نخواهد شد.
ایران عربستان سعودی را به مداخله در امور بحرین و یمن متهم میکند و مخالفت شدید نسبت به عربستان سعود را نشان میدهد، بالمقابل عربستان سعودی و دیگر ممالک خلیج در همسوئی با عربستان سعودی ، ایران را به مقاصد ضرر رسانی نظامی و مداخلات در خاورمیانه متهم می کنند.
به نقل قول از معاون وزارت خارجۀ بحرین عبدالله عبداللطیف، اظهارات خامنه ئی مداخلۀ زشت و غیر قابل قبول در امور داخلی بحرین را به نمایش می گذارد.
این مقام وزارت خارجۀ بحرین از ایران خواست که بر چنین اظهارات نقطۀ پایانی بگذارد و بر اصول همسایه گی خوب و عدم مداخله در امور بحرین احترام بگذارد.
http://nation.com.pk/international/21-Jul-2015/bahrain-summons-iran-diplomat-over-interference
تحرک بیرون مرزی عربستان سعودی در تماس با حماس بر ضد ایران ، ملاقات ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی روز جمعه 20.07.2015 با خالد مشعل از رهبران فلسطینی مربوط به حماس بخشی از تلاشهای ریاض برای برای تقویت وحدت عربی در مقابل تهدید قابل تصور ایران است که فکر میشود بعد از حصول توافق بین ایران و قدرتهای جهان ، ضروری و فوری به نظر می آید.
ترس و نگرانی عربستان سعودی از این جهت است که ایران پس از حصول توافق بر سر مسائل هسته ای اش با قدرتهای جهان ، و رهائی اش از تحریم ها ، ایران در حمایت از دشمنان عربستان سعودی در ممالک عربی دست باز خواهد داشت.
مصطفی علانی یک تحلیلگر عراقی تزدیک به وزارت داخلۀ عربستان سعودی اظهار داشته است که این مسأله اصلی برای عربستان سعودی است و پس از توافق ایران با قدرتهای جهان بر سر مسائل هسته ای اش ، خیلی ضروری است.
بعد از اینکه ملک سلمان پادشاه عربستان شده است تلاش دارد تا اتحاد ضد ایرانی را در منطقه شکل و سامان دهد.
سازمان حماس در فلسطین شاخۀ از اخوان المسلمین به حساب میآید سالها مورد شک و سؤ ظن حاکمان سعودی بوده است بدلیل اینکه پادشاهی های غیر دیموکراتیک مورد تأئید اخوان المسلمین نیست و از این جهت است که حاکمان سعودی این چنین موضعگیری اخوان المسلمین را برضد حاکمیت خود میدانند و از این نفرت حاکمان سعودی حماس هم بی بهره نماند و سؤ ضن سعودی ها را نسبت به خود کسب کرده است .
در حال حاضر حماس روابط خوب با ایران دارد ، حاکمان سعودی در تلاش اند تا روابط دوستانه با حماس برقرار کنند و حماس را شامل متحدانش بسازد.
http://www.dawn.com/news/1195332/saudi-outreach-to-hamas-part-of-wider-effort-against-iran
پادشاهی عربستان سعودی در حال حاضر در گیر یک مسابقۀ قدرت در سراسر منطقه با ایران است ، ترس حاکمان سعودی از آن است که پس از توافق هسته ای ایران با قدرتهای جهان و برداشته شدن تحریم ها ، به ایران فضای عمل بیشتر بدهد تا در جنگهای نیابتی متحدانش را بیشتر پشتیبانی کند.
http://nation.com.pk/international/22-Jul-2015/s-arabia-considers-its-own-options-after-iran-deal
با در نظر داشت این فکت های خبری میتوان که روند حالات را در افغانستان به ترسیم کشید و استنباطی از انکشافات را به طرف صلح و جنگ در افغانستان ارائه داد.
واضح است که ایران با همکاری هند در رونق بندر چابهار Chabahar Port در پی کسب حصول منافع اقتصادی بیشتر در منطقه در روابط با آسیای میانه است و از جانبی هم پاکستان در یک رقابت منطه ئی با هند تلاش بیشتردر رونق بخشیدن بندر گوادر Gwadar Port به حیث یک دهلیز تجارتی و اقتصادی پاکستان و چین ، دارد و جای تلاقی این منافع در انواع و اشکال رقابت بر محور بنادر گوادر Gwadar Port و چابهار Chabahar Port افغانستان است و از طرف دیگر دیده میشود که رقابت شدید قدرت با رنگ و صبغۀ مذهبی بین عربستان و ایران در منطقه جریان دارد و میتواند که این رقابت در افغانستان هم نما و منظری را بخود اختصاص دهد یعنی اینکه وقتی که ایران در بستر سازی حصول منافعش بر محور بندر چابهار Chabahar Port از شیعههای افغانستان کار بگیرد و آنها را پشتیبانی کند ، احتمال زیاد میرود که فکتور سعودی با رنگ و صبغۀ مذهبی به کمک پاکستان نیز فعال گردد و با در نظر داشت ضعف ساختار های سیاسی در افغانستان ، این همان مرحله ایست که افغانستان را در آستانۀ جنگهای مذهبی مانند یمن و سوریه قرار خواهد داد و قابل ذکر است که نباید فراموش شود که جنگ با داعش و دیگر گروپ های افراطی در منطقه نیز گرم خواهد بود.
برای اینکه افغانستان هم استقلالیت خود را جفظ کند و هم در جریان بروز جنگهای احتمالی در منطقه آسیب نبیند و هم بتواند که منافع اقتصادی همسایه ها را که محل تلاقی شان افغانستان است ، در تعادل بیاورد ، ایجاب میکند که ساختار های سیاسی و حقوقی از ضعف و ناتوانی بیرون کشیده شوند و نمای یک افغانستان با ثبات و صلح آمیز را بر پایۀ ساختارهای مستحکم سیاسی و حقوقی هم در سطح ملی و هم در سطح بین امللی ترسیم کرد رسیدن به این اهداف یعنی رسیدن به صلح دوام دار ، ثبات سیاسی ، رفاه و شگوفائی اقتصادی ضرورت و اهمیت یک دیالوگ ملی را برجسته می سازد.