کثرت گرائی در اندیشۀ اسلامی

منبع و مأخذ : تدبرالقرآن ، اثر مولانا امین احسن اصلاحی

ترجمه از: عبدالبصیر صهیب صدیقی

تاریخ انتشار : 26.03.2023

تاریخ سیر اندیشه‌ها تنوع و کثرت را با در نظر داشت زمان و مکان نشان میدهد.

با مطالعۀ تاریخ اندیشۀ دینی مسلم است که با تنوع و کثرت در اندیشۀ اسلامی مواجه هستیم.

این کثرت و تنوع در تفکر و اندیشۀ اسلامی هم دونوع فهم می‌شود که عبارتند از :

الف ـ در انطباق و یا مطابقت با متون و مصادر معتبر اندیشۀ اسلامی با در نظر داشت زمان و مکان در یک اتحاد ثبات فراتاریخی و تغییر تاریخی.

ب ـ عدم انطباق اندیشۀ دینی ، اسلامی با متون معتبر و مصادراندیشۀ معتبر اسلامی ( در شکل تحریف و تحمیل ).

نوع اول پویائی اندیشۀ اسلامی است که در شکل اتحاد ثبات فرا تاریخی و تغییر تاریخی که تکامل مستمر جوامع بشری را شمانت می‌کند و حاصل این اتحاد بین دو امر یکسان و متفاوت بالاترین درجه از صلح ، ترقی و شگوفائی است که سبب می‌گردد تا بشریت مرحله به مرحله در شهراه ترقی و تعالی قرار گیرد.

مورد دوم که شکل تحریف و تحمیل است ، در خود متضاد است و اجزاء در یک بافت واحد قرار ندارند.

اکثر جنگ‌های خانه برانداز ، نیران لهیب آتش جنگ‌های ویرانگر در مقدس شدن خواست و تحقق امیال و اعراض انسان‌ها است که خود را بر متن دینی تحمیل می‌کنند و در صدد کسب مشروعیت است.

نوع اول صلح گستر است و ترقی ، رفاه و شگوفائی را در بر دارد در حالیکه نوع دوم در صورت کسب تقدس مجعول و مشوعیت ادعا شده فاقد توجیه در کل بافت اندیشۀ دینی ـ اسلامی ، جنگ گستر و خانه برانداز است ، اساس بی عدالتی ها ، فقر در نهایت اضمحلال جوامع بشری را در قفاء دارد.

از لازمه های فهم دینی قابل توجیه در یک بافت واحد و بدون تعارض ، این است تا بر هردو مورد ترکیز صورت گیرد تا به یک فهم وسیع بدون تعارض رسید.

در این مقال بیشترین ترکیز بر مورد اول است و در صورت اقتضاء بحث بر مورد دوم نیز ترکیز صورت می گیرد.

برای بیشتر به فهم رساندن مورد اول بهتر دیده شده تا به مقدمۀ تفسیر تدبر القرآن اثر مولانا امین احسن اصلاخی ترکیز صورت گیرد و خلاصه این بحث بر مقدمۀ تفسیر تدبر القرآن اثر مولانا امین اصلاحی رحمه الله علیه ابتناء دارد.

درسطور اول تفسیر تدبرالقرآن تذکار رفته استکه که قصد نوشتن مقدمه بر تفسیر تدبرالقرآن درکار نبوده زیرا که قبل تحت عنوان تدبرالقرآن ، مولانا اصلاحی رحمه الله علیه کتاب نوشته بود که غالباً دوسه مرتبه به زیور چاپ اراسته شده است.

این کتاب به این منظور نوشته شد تا به صورت مقدمه بر تفسیر تدبر القرآن جا داده شود.

اراده بر این رفته بود که که مطالب این کتاب درسراغاز تفسیر قرار گیرد.

با گذر زمان بر محتویات کتاب تدبر القرآن دیده شد که نواقص ، نقائیص و کمبودی های وجود دارند که باید رفع گردند و هم چنان در بعضی موارد اطالۀ غیر ضروری کلام را دارا بود که باید رفع می گردید.

با این خصوصیاتی که در مورد کتاب تدبر قرآن ذکر گردید ، با همان خصوصیات اگر در بافت تفسیری این تفسیر قرار می‌گرفت ، بی انصافی می‌بود و این بود دلیلی که به مولانا اصلاحی رحمه الله علیه را واداشت تا این مقدمه را تحریر کند.

مقصد این تفسیر و وسائل فهم قرآنکریم

مولانا امین احسن اصلاحی رحمه الله علیه در این مقدمه تذکر میدهد که : « هدف من نوشتن چنان تفسیری از قرآنکریم است که انطور که آرزوی من است که باتمام تلاش بدور از هرگونه لوث بیرونی و تحمیل و آزاد از هرقسم تعصب و تحزب به فهم آیات مبارکۀ قرآن کریم رسیدن و این فهم را به دیگران انتقال دان ، کار بسامان آید

1 ـ وسائل و ذرایع درونی :ـ

برای بر آورده شدن هدفی که در نوشتن تفسیر معین شد در فهم و فهمیدن قرآن کریم به آن وسائل و ذرایع اهمیت اساسی داده شده که خود قرانکریم برای فهمیدن قرآن کریم به آن‌ها اهمیت داده است و در قرآن کریم مشخص اند بطور مثال زبان قرآنکریم ( ادبیات قرآنکریم)، نظمی که در قرآنکریم وجود دارد و نظائر و شواهد قرآنکریم.

2 ـ وسائل و ذرایع بیرونی :ـ

احادیث مطهر رسول الله صلی الله علیه وسلم ، کتاب‌ها و صحایف آسمانی سابق ، تاریخ و کتاب‌های تفسیری.

استفاده از وسائل و ذرایع بیرونی طوری است که بر فهم وسائل و ذرایع درونی ابتناء دارد یعنی اعتباریت شانرا از وسائل درونی کسب می کنند.

درصورتیکه زبان قرآنکریم ، زبان مادری نباشد ، مشکل دو و یا سه برابر می شود.

در مورد زبان قرآنکریم یک مشکل هم این است که در زمانۀ نزول قرآنکریم ، زبان قرآنکریم رائج نبود .

در عرب و عجم ، لسان عربی که خوانده و تدریس می‌شد و محاوره و تکلم با آن صورت می‌گرفت از لحاظ اسلوب و انداز ، لب و لهجه و از لحاظ الفاظ و محاورات خود با زبان قرآنکریم بسیار مختلف و متفاوت بود.

در مدرسه‌ها عربی که یادگرفته می‌شود و تدریس می‌شود ، لسان عربی قلیوبی ، نفحه الیمن ، و یا هم حریری و تنبی است.

در عرب و شام و مصر لسان عربی که رائج است است از رسائل و نشرات و اخبار شان قابل فهم اند ، این لسان ضرور عربی است ، اما با لسان قرآنکریم کاملاً متفاوت است ، ذوق این لسان با ذوق قرآنکریم در بیگانگی قرار دارد.

نزول قرآنکریم به زبانی نازل شده است که نه حریری و تنبی است و نه هم زبان رسائل و اخبارات مصر و شام است.

لسان قرآنکریم لسان خاصی است که نزد امر ، القیس ، عمرو بن کلثوم ، زهیر و لبید ، شعراء معروف آنزمان وخطباء نامور چون قس بن ساعده قابل دریافت است .

از این جهت است که کسی که می‌خواهد ایجاز و اعجاز قرآنکریم را فهم کند ضروری است که به ادبیات و لیتریچر زمان جاهلیت مراجعه کند و این ذوق را داشته باشد که نظر دقیق بر محاسن و معایب ادبیات زمانۀ جاهلیت داشته باشد.

ادامه دارد …

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *


+ 2 = 10